« مبانی علم الکلامی حمایت از مسلمین میانمار»
19 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

« مبانی علم الکلامی حمایت از مسلمین میانمار»

آنچه پیامبر عطوف ومهربان اسلام برای مسلمانان توصیه و به یادگار گذاشت ، دست گیری و کمک به یکدیگر تحت هر شرایطی است ، اما اکنون چرا وقتی جلوی چشم بیش از یک میلیارد مسلمان ، مسلمانان مظلوم میانماری را قتل عام می کنند دولتها و ملت های اسلامی وصایای نبی خویش را فراموش کرده وتنها نظاره گر اند.بماند که بعض دولتهای مسلمان خود مانند دولت میانمار اقدام و عمل می کنند.اکنون به این مناسبت مبانی وصایای نبیّ لطف و رحمت را یادآور می شویم:

 برخورد با ظلم: نکته بسیار مهمی که از روایات به دست می‌آید این است که اعتراض یک مسلمان در برابر ظلم، منحصر به کشور و دین خودش نبوده و نارضایتی او نیز نه تنها در حد اعتراض زبانی، بلکه امری قلبی و درونی است. چنانچه امام رضا(ع) فرموده‌اند: «هر کس از کارى راضى باشد مثل کسى است که آن‌را انجام داده، و اگر کسى در مشرق کشته شود و دیگرى در مغرب از این قتل راضى باشد، نزد خدا با قاتل شریک خواهد بود».(1) و امام علی(ع) فرمودند: «کسی که ظلم می‌کند، و کسی که با او همکاری دارد و کسی که بدان رضایت دارد، "هرسه" شریک‌اند».(2)

بدین ترتیب اگر ظلم کسی ثابت شود، آن ظلم یکی از مهم‌ترین مصادیق منکر بوده و دیگر سکوت در مقابل آن جایز نخواهد بود؛ در آیۀ 183سورۀ آل عمران، افرادی به عنوان قاتلان پیامبران معرفی شده‌اند که دخالت مستقیمی در وقوع قتل نداشتند، اما با این وجود مورد اعتراض قرار گرفتند: «بگو قطعاً پیش از من، پیامبرانى بودند که دلایل آشکار را با آنچه گفتید، براى شما آوردند. اگر راست مى‏گویید، پس چرا آنان را کشتید؟». حضرت صادق(ع) فرمودند این اتهام وارده به بنی اسرائیل به دلیل آن بود که نسل‌های بعدی نیز حاضر نشدند قتل انبیاء را محکوم نموده و از آن اعلام برائت کنند.(3)

بر همین اساس، اگرچه منطق قرآن در برخورد اجتماعی با دیگران بر پایه‌ی حکمت، اندرز و آرامش است،(4) اما در برخورد با ظالمان شیوه‌ی گفت‌وگو با آنان را متفاوت دانسته و سخن محکم و معترضانه را در پیش می‌گیرد: «خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] کسى که بر او ستم رفته باشد».(5)

 

برخورد با ظلم وستمگر تنها در مبانی اعتقادی شیعه نیست بلکه در کتب مهم اهل تسنن نیز به کرّات و جزئی از اعتقادات مهمه آنها مشاهده می شود:

در صحیح بخاری از آن حضرت روایت شده است که فرمود: «همه مسلمانان برادر یکدیگرند، به همدیگر ظلم نمی کنند و در مقابل دشمنان یکدیگر را رهانمی کنند و به خود وا نمی گذارند»و  در مسند احمد بن حنبل نیز از آن حضرت روایت شده است که: «که هر کس نزد او مؤمنی خوار شود ولی او را یاری نکند، در حالی که قادر بر نصرت وی باشد، خداوند عزوجل، روز قیامت نزد تمام خلایق او را خوار خواهد ساخت »(6)

مؤلف «فتح الباری » در شرح حدیث نبوی در دفاع از مظلوم می نویسد: «کسی که قدرت بر نجات مظلوم دارد، بر او لازم است به هر طریق ممکن ظلم را از او دفع کند و قصد او در دفاع، کشتن ظالم نیست بلکه مقصود، دفع ظالم است و در این صورت که دفاع می کند، خون ظالم هدر است و فرقی نمی کند که دفاع از خویش باشد یا از دیگری »  (7) علاوه بر آن، سنت عملی رسول خدا (ص) در انعقاد پیمان های دفاعی به عنوان یاری مظلومان - آنچنان که در «حلف الفضول » صورت گرفت،   یا به عنوان «اعلام همبستگی و حمایت متقابل » آنچنان که در پیمان با «بنی ضمرة »و «خزاعه»  (8)  انجام شد - گواه این امر است . در پیمان جوانمردان (حلف الفضول) افراد شرکت کننده، از جمله حضرت رسول (ص) سوگند یاد کردند در یاری مظلوم و مقابله با ظالم ید واحده باشند تا آن که ظالم حق مظلوم را بپردازد و این پیمان مادامی که دریا کنار ساحل خود را مرطوب کند (یعنی برای همیشه تاریخ) استوار است. (9) در احادیث آمده است که «در خانه عبدالله بن جدعان شاهد پیمانی شدم که اگر حالا (پس از بعثت) نیز مرا به آن پیمان بخوانند اجابت می کنم یعنی حالا نیز به عهد و پیمان خود وفادارم .»  ابن هشام نقل می کند که آن حضرت درباره پیمان مزبور فرمود: «من حاضر نیستم پیمان خود را به هیچ وجه نقض کنم، اگرچه در مقابل آن گرانبهاترین نعمت را در اختیار من بگذارند » (10)

ایضا: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن أعانَ ظالِما على ظُلمِهِ جاءَ يَومَ القِيامَةِ و على جَبهَتِهِ مَكتوبٌ : آيِسٌ مِن رَحمَةِ اللّه ِ .
 هر كه ستمگرى را در ستمش يارى رساند ، روز قيامت در حالى آيد كه بر پيشانيش نوشته شده است : نوميد از رحمت خدا .(كنز العمّال : ۱۴۹۵۰ )

و این روایت:

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عزّ و جلّ به داوود عليه السلام وحى فرمود كه :

يا داوودَ ، إنّه لَيسَ مِن عَبدٍ يُعِينُ مَظلوما أو يَمشِي مَعهُ في مَظلِمَتِهِ إلاّ اُثَبِّتُ قَدَمَيهِ يَومَ تَزِلُّ الأقدامُ .
 اى داوود! هيچ بنده اى نيست كه ستمديده اى را يارى رساند يا در ستمى كه بر او رفته با او همدردى كند ، مگر اين كه گامهاى او را در آن روزى كه گامها مى لغزد ، استوار نگه مى دارم .

 (الدرّ المنثور : ۳/۱۲)

پی نوشت :

 

1. ابن بابویه، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص273، نشر جهان، تهران، 1378ق.

2. ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، ج‏1، ص107، جامعه مدرسین، قم، 1362ش.

3. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج‏1، ص 209، المطبعة العلمیة، تهران، 1380ق.

4. «با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به [شیوه‏اى‏] که نیکوتر است مجادله نماى‏»؛ النحل، 125.

5. النساء، 148

6. الجهاد و القتال فی السیاسة الشرعیه، محمد حسنین هیکل، ج 1، ص 83 . «المسلم اخو المسلم لا یظلمه و لا یسلمه » ای «یدافع عنه و لا یسلمه عنه و لا یسلمه لمن یرید به مکروها او اعتداء»  

7.  همان، ص 84 .

8. همان، ص 83و84 

9.  السیرة النبویة، ابن هشام، ج 4، ص 31 46

10.  سیره ابن هشام، ج 1، ص 141و142 . «لقد شهدت فی دارعبدالله بن جدعان حلفا ما احب ان لی به حمر النعم ولو ادعی به فی الاسلام لا جبت»/حوزه نت