رساله الجایتو وشیعه شدن وی
36 بازدید
تاریخ ارائه : 4/26/2015 8:39:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

رساله "الجایتو"در باب شیعه شدن خود

رساله "الجایتو"در باب شیعه شدن خود

 «من که سلطانم در اول مذهب و راه پدران داشتم.چون حق تعالی راهنمایی کرد،در دل من روشنایی ایمان پدید آمد. خدای تعالی را به یگانگی شناختم و او را به پاکی بدانستم و از شرک و کفر برون آمدم و معلوم من شد که پیغمبران او همه بر حق اند و هر چه حق فرمود،همه به خلق رسانیدند و نیز معلوم کردم که از همه پیغمبران پیغمبر آخرین محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله)فاضل تر و بزرگ تر بوده است و به دین او در آمدم و شریعت او قبول کردم.

 بعد از آن دیدم که هر کسی راهی و روشی و مذهبی گرفته اند،چنانچه تقریر کردند که هفتاد و دو فرقه اند و هر یکی می گفتند که مذهب حق من دارم.آخر کار آنچه بیشتر اهل ممالک ما بودند گفتند که بهترین مذهب ها چهار است شافعی و ابوحنیفه و مالکی و حنبل.چون ازین چهار پرسیدم که کدام بهتر است،بیشتر گفتند ابوحنیفه که استادتر و مذهب او بهتر است.آن مذهب اختیار کردم.بعد از چند سال قاضیان مذهب شافعی بیامدند و تقریر کردند که در مذهب ابوحنیفه بچه سگ حلالست و مذهب ما بهتر است.قاضیان مذهب ابوحنیفه مسلم نداشتند.میان ایشان نزاع افتاد و یکدیگر را عیب ها بیرون آوردند.

حنفی مذهبان گفتند:«که در مذهب شما دختر برادر که از زنا به وجود آمده باشد،به زنی خواستن رواست و ازین بدتر چه باشد؟»

شافعی مذهبان گفتند:«که در مذهب شما با مادر خود جمع شدن جایز است،به این طریق که اگر کسی به راه حج رود و شهوت بر وی غلبه کند و مادر با او باشد،پاره ای حریر بر خود پیچد و نزدیک وی رود، روا باشد.»

«...و به یقین رسیدم که هر که مذهب اهل بیت (علیه السلام) اختیار کند ناجی و رستگار باشد...»

>>منابع<<

تاریخ تشیع در ایران.رسول جعفریان.ص 712