حقیقت «سنت الله» چیست؟
62 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

خلاصه پرسشحقیقت سنت الله. چیست؟پاسخ اجمالیسنت در لغت یعنی راه، روش، طریقت و دستور؛ سنت از ماده .سَنَّ یَسُنُّ[1] سُنَّهً، یعنی دستوری را وضع کرد.[2]جمع آن .سُنَن است. بنابراین، تعریف لغوی سنت الله یا سنت الهی؛ یعنی راه و روش خداوند، و دستور خداوند.  
سنت الهی در اصطلاح عبارت است از: روش خداوند در اداره نظام هستی و موجودات.
به چند سنت الهی به عنوان نمونه اشاره می‌شود.
1. فرستادن پیامبران: وَ ما کانَ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرى‏ حَتَّى یَبْعَثَ فِی اُم. در این آیه سنت الهى در عذاب قُرَی(شهرها)، و انقراض اهل آنها بیان شده، و آن این است که عذاب الهی هیچ وقت از خداى تعالى صادر نشده، مگر بعد از آن‌‌که حجت را بر آنان تمام کرده باشد؛ یعنى پیامبری را به سویشان فرستاده باشد، تا آیات خدا را بر آنان بخواند، و بعد از آن‌که ایشان آن پیامبر را تکذیب کرده، و به آیات خدا کفر ورزیده باشند.[3]
2. امتحان بندگان: سنت امتحان و آزمایش به سختی‌ها و سنت عطاء نعمت، دو سنت الهى براى آزمایش امت‌ها است.[4]
3. روزی دادن به بندگان: روزى دادن به مردم یکی از سنت‌های الهی است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: هر گاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم می‌کنند؛ از این‌رو به مقدارى که می‌خواهد (و مصلحت می‌داند) نازل می‌کند، که نسبت به بندگانش آگاه و بینا است.[5] .[6]
4. هلاکت و نابودی ظالمان:  قَصَمْنا مِنْ قَرْیَهٍ کانَتْ ظالِمَهً وَ اَنْشَاْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرینَ![7] چه بسیار آبادی‌هاى ستمگرى را در هم شکستیم و بعد از آنها، قوم دیگرى روى کار آوردیم.
کَمْ یعنی هر کس قانون الهى را بشکند، شکسته می‌شود. قَصَمْنا قصم به معناى شکستن شدید است.[8]
5. هدایت مردم به سوى توحید، بندگى و به سعادت رساندن راه یافتگان و بدبخت کردن گمراهان: خداوند قرآن را نازل کرد و آن‌را راهنماى ملتى قرار داد که ثابت قدم و استوار است. و این کار بر طبق سنت الهى جریان یافته؛ چرا که سنت او در هدایت مردم به سوى توحید و بندگى و به سعادت رساندن راه یافتگان و بدبخت کردن گمراهان در همه اعصار اینچنین بوده است.[9]
6. ازدواج: ازدواج یک سنت الهى است.[10] [1]. جبران، مسعود، الرّائد، فرهنگ الفبایی عربی، فارسی، مترجم: انزابی نژاد، رضا، ج 1، ص 981، آستان قدس رضوی، مشهد، 1372 ‏-‏ 1373ش.[2]. سیاح، احمد، لغت‌‌نامه یا فرهنگ بزرگ جامع نوین، ترجمه المنجد، ج 1، ص 893.[3]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ‏16، ص 8، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1374ش.[4]. همان، ج ‏8، ص 252.[5]. وَ لَوْ بَسَطَ اللهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْاَرْضِ وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ اِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبیرٌ بَصیر؛ شوری، 27.[6]. المیزان فی تفسیر القرآن(ترجمه)، ج ‏18، ص 81.[7]. انبیاء، 11.[8]. قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج ‏7، ص 432، تهران، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، چاپ یازده، 1383ش؛ المیزان فی تفسیر القرآن(ترجمه)، ج ‏13، ص 464.[9]. همان، ص 77.[10]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏14، ص 463، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1374ش.