نقش تولی و تبری در ایمان
41 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی
خلاصه پرسش
تولی و تبری چیست و چه نقشی در ایمان دارد؟
پرسش
تولی و تبری جزء اسلام هست یا نیست؟ «عبس» و «تولی» منظور پیامبر(ص) بوده یا خیر؟ چرا اختلاف هست؟
پاسخ اجمالی
از جمله موضوعات اعتقادی در اسلام، «تولی» و «تبری» به معنای دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا است. منبع اصلی این اعتقاد و نام «تولی» و «تبری» برگرفته از آیات قرآن کریم است. این دو اصل در مجموع مورد تأیید گروه‌های مختلف مذهبی از شیعه و اهل سنت بوده، اما در تعیین مصادیق آن اختلاف نظرهایی وجود دارد.
این دو اصل بنیادین تا آن اندازه در دین اسلام نقش دارند که گفته شده، آیا دین جز دوستی، چیز دیگری است: «هَلِ‏ الدِّینُ‏ إِلَّا الْحُبُ‏»؟!
 
پاسخ تفصیلی
نظام آفرینش بر جذب و دفع بنا نهاده شده است. به عبارت دیگر، موجودات عالم هستی آنچه را که با آنان سازگار باشد جذب و آنچه را که ناسازگار است، دفع می‌کنند. انسان‌ها نیز از این سیر طبیعی مستثنا نبوده و به لحاظ اجتماعی هر انسان با برخی انسان‌های دیگر انس و الفت دارد و با برخی نیز دشمنی و ستیز.
در اسلام، دو موضوع اعتقادی وجود دارد که از اهمیت والایی برخوردار هستند. «دوستی با دوستان خدا» و «دشمنی با دشمنان خدا». معمولاً در اصطلاح دینی به این دو «تولّی» و «تبرّی» گفته می‌شود که هر دو واژه برگرفته از قرآن کریم است.
از جمله آیاتی که برای لزوم «تولّی» بدان استشهاد شده، این آیه است: «سرپرست و ولیّ شما فقط خدا است و پیامبرش و مؤمنانی که نماز را بر پا داشته و در حال رکوع زکات می‌دهند و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند ... ».[1]
لزوم «تبرّی» نیز مانند «تولّی» ریشه در قرآن کریم دارد: «و کسانى که از پیشوایان گمراه پیروى کردند، خواهند گفت: کاش به دنیا برگشته و از آنان برائت می‌جستیم، چنان‌که امروز در قیامت، آنان از ما برائت جستند».[2]
نقش تولی و تبری در ایمان
این دو اصل مهم نقش بسزایی در ایمان و رستگاری انسان‌ها دارند. در همین راستا در قرآن می‌خوانیم: «[ای پیامبر!] هیچ گروهی که به خدا و قیامت ایمان دارند را نخواهى یافت که با دشمنان خدا و پیامبر پیمان دوستی ببندند گرچه این دشمنان، پدرها، فرزندان، برادران و یا خویشان نزدیک آنها باشند. خدا ایمان را در دل آن جماعت نگاشته ...و از آنان راضى و آنان نیز خدا راضی خواهند بود. این افراد از حزب خدایند و حزب خدا تنها رستگاران خواهند بود».[3]
این معنا، در روایات نیز تبلور بسیار دارد.
الف. امام صادق(ع) می‌فرماید: «از محکم‌ترین دستگیره‌های ایمان آن است که برای خدا دوست بداری، بخاطر خدا دشمن بداری، بخاطر خدا ببخشی و بخاطر خدا منع کنی».[4]
ب. شخصی به نام «زیاد الأحلام» نزد امام باقر(ع) بود. امام از او پرسید: اى زیاد! پاهایت را چه شده؟ زیاد گفت: قربانت گردم چون تمام راه را به اشتیاق دیدارتان سوار بر شتر لاغری آمدم! سپس اندکى مکث کرد و گفت: فدایت شوم گاه شیطان در خلوتم آمده و مرا به یاد گناهان گذشته‌ام انداخته و ناامیدی وجودم را فرامی‌گیرد، ولى سپس دوستی و دلبستگی با شما به یادم آمده (و امیدوار می‌شوم).
امام در پاسخ فرمود: «اى زیاد! مگر دین جز دوستی و دشمنی، چیز دیگرى هم هست؟!»، و بعد این آیات شریفه را قرائت فرمود: «پروردگار، شما را به ایمان علاقمند کرده و دل شما را بدان زینت داد کفر و فسق و گناه را در نظرتان زشت ساخت. چنین افرادی رستگار خواهند بود. این فضل و نعمتی از طرف خداست که او دانا و حکیم است».[5] و نیز فرمود: « و آنان کسانى که به طرفشان مهاجرت می‌کنند را دوست دارند».[6] همچنین فرمود: «اگر خداوند را دوست می‌دارید او گناهان شما را می‌آمرزد و خدا آمرزنده و مهربان است».[7]
تعبیر به «هَلِ‏ الدِّینُ‏ إِلَّا الْحُبُ‏؟» و یا «آیا دین جز دوستی است؟» در بسیاری از منابع شیعه[8] و اهل سنت[9]وجود دارد.
البته باید توجه داشت؛ اسلامی که ایمان و دین را دوستی و دشمنی می‌داند حب و بغضی است که محور آن خدا و برای خدا باشد، در واقع این نوع پیوند است که در تعالیم دینی ارزشمند است.[10] و در غیر این صورت که حب و بعض نسبت به خداوند یا به جهت خداوند نباشد؛ نه تنها دینداری نیست، بلکه حتی در برخی اوقات موجب بی‌دینی نیز می‌گردد. بنابراین، حبّ و بغض برای خدا اساس دین است که آدمی باید آن‌را تحصیل کند و آن‌را در زندگی خود نشان دهد.
اکنون به نکاتی پیرامون تولی و تبری اشاره می‌کنیم:
1. تولی و تبری نسبت به دوستان و دشمنان ائمه(ع)
از آن‌جا که «تولّی» از آموزه‌های مهم اسلامی است، پیامبر(ص) نیز یکی از مصادیق مهم آن‌‌را، به عنوان مزد رسالت خود اعلام کرده و می‌فرماید: «ای پیامبر! بگو که من هیچ پاداشی برای رسالتم از شما نمی‌خواهم، جز آن‌که خاندانم را دوست داشته باشید».[11]
دوستی خاندان پیامبر(ص) در واقع همان «تولّی»، تداوم خط رهبری حضرتشان، و ادامه ولایت الهی است. بنابر این، «تولی» و «تبری» نسبت به دوستان و دشمنان اهل بیت(ع) در راستای همان دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خداوند خواهد بود.
از طرفی با آن‌که این دو اصل اسلامی گستره فراوانی دارد، اما چون شیعیان، با دوستان و دشمنان ائمه(ع) برخورد بیشتری دارند، این مصداق از «تولی» و «تبری» در بیشتر موارد، به معنای دوستی با طرفداران اهل بیت(ع) و دشمنانی با دشمنانشان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
2. با هم بودن تولی و تبری
در تولی و تبری باید توجه داشت که این دو باید در کنار هم در قلب‌ها جای گیرند. امام باقر(ع) در این زمینه می‌فرمایند: «کسی که خدا را شناخته باشد او را خواهد پرستید و اگر کسی خدا را نشناسد، پرستش او آمیخته با گمراهی خواهد بود». ابو حمزه می‌گوید: از آن‌حضرت پرسیدم: شناخت و معرفت خدا چیست؟ فرمود: «تصدیق و باور به خدا و باور به رسول خدا و ولایت علی(ع) را داشتن و امامت و پیشوایی او و پیشوایان هدایت را پذیرفتن و از دشمنان آنها در نزد خدا بیزاری جستن حقیقت معرفت خدا است».[12]
3. منافات‌نداشتن تولی و تبری با بشر دوستی
اکنون پرسشی مطرح می‌شود و آن این است که بر اساس آموزه‌های دینی، نیکی کردن به غیر همکیش و افراد بی‌ایمان، هیچ اشکالی ندارد؟!
قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «خدا شما را منع نمی‌کند که نسبت به کسانى که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند با نیکى و عدالت رفتار کنید چون خداوند، عدالت‏‌پیشگان را دوست دارد. تنها شما را از دوستى و رابطه با کسانى نهى می‌کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه‌هایتان بیرون راندند یا به بیرون‏ راندن شما کمک کردند و هر کس با چنین افرادی رابطه دوستى داشته باشد ظالم و ستمگر است».[13]
امام علی(ع) نیز فرمودند: «...[مردم زیر دست تو] بر دو گروه هستند؛ یا برادر دینى تو می‌باشند، یا انسان‌هایى مانند تو ...».[14]
گفتنی است که بشردوستی با تبری، منافاتی ندارد؛ زیرا هنگامی که گروهی از مردم دچار نوعی بیماری خطرناک هستند، بشردوستی فرمان می‌دهد که آنان را نجات داده و به یاریشان بشتابیم، اما فرمان نمی‌دهد که تمام عقایدشان را پذیرفته و با نزدیک‌شدن بیش از اندازه به آنان، خود را در معرض بیماری قرار دهیم.
[1]. مائده، 55 – 56.
[2]. بقره، 167.
[3]. مجادله، 22.
[4]. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ص 362، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1404ق.
[5]. حجرات، 7.
[6]. حشر، 9.
[7]. فرات کوفی، ابوالقاسم، تفسیر فرات، تحقیق، محمودی، محمد کاظم، ص 430، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1410ق. و با اندکی تفاوت: برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین،‏ ج 1، ص 263، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
[8]. ابن حیون مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، محقق، مصحح، فیضی، آصف،‏ ج 1، ص 71، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ دوم، 1385ق.
[9]. ابونعیم اصفهانی، أحمد بن عبد الله، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج 8، ص 368، السعادة، بجوار محافظة مصر، 1394ق.
[10]. جوادی آملی؛ فلسفه تولی و تبری از نگاه قرآن و روایات، ص 6، مجله، پاسدار اسلام، سال بیست و هشتم - شماره 325، دی 1387.
[11]. شوری،‌23.
[12]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 1، ص 180، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[13]. ممتحنه، 8 - 9.
[14]. سید رضی، محمد، نهج البلاغة، محقق، مصحح، عطاردی، عزیز الله، ص 427، قم، ‌مؤسسه نهج البلاغه، چاپ اول، 1414ق.